با تو قهرم
با تو قهرم.موبايلم را ميگذارم روي سايلنت و پايين تخت مي اندازم .با موبايلم كاري ندارم. قبض موبايلم هيچي نميآيد. نگران قبض موبايلت نيستم.
با تو قهرم. تند خوان شده ام. تمام كتابهايي كه توي كتابخانه انباشته شده بودند. تمام شدند. كتاب نميدانم چند صد برگي موراكامي،مرشد و مارگاريتا،حتي كتاب موسيقي شعر شفيعي كدكني! كار عقب افتاده ندارم. جاي نرفته ندارم.
با تو قهرم.. مسواكم را عوض كرده ام. دهانشويه جديد خريده ام. دم نوش نميخورم. چاي مي خورم. فقط يك جور چاي، نه سبز نه ليمو نه بهارنارنج!
با تو قهرم، سريع شده ا م. به جاي نشستن توي اتاق و ور زدن مدام ور زدن با تو، ميروم پياده روي راه ميروم برف ميآيد راه ميروم .باران ميآيد راه ميروم .آفتاب ميشود راه ميروم.
با تو قهرم. موكا همچنان ميچسبد،مي روم توي كافي شاپ بستني شكلاتي سفارش ميدهم. تنهايي بستني ميخورم. تنهايي موكا ميخورم. تنهايي اسپرسو سفارش ميدهم و تنهايي تلخي را مزه مزه ميكنم.
با تو قهرم. مهربان شده ام. دل كسي را نميشكنم. هديه هايي را كه بايد براي تو بخرم. ميدهم به يك عابر ناشناس توي خيابان! برايت گل مي خرم تا خانه با خودم ميبرم. به جايت بويش مي كنم. بهش ور ميروم. دم در كه ميرسم مياندازمش توي آشغال هاي دم در، كليد را مياندازم مي روم تو...
با تو قهرم. كتاب خوان شده ام. توي اتاق را كتاب برداشته ،روي ميز آرايش،روي صندلي،كنار تابلوهاي نقاشي،روي تخت،بين بالشت ها و ملافه ها همه جارا كتاب گرفته،با تو قهرم كتاب خور شدهام.
با تو قهرم. رنگين كمان نمي خواهم. فيلم نمي بينم. حدس نمي زنم. خواب نمي بينم. ديگر فرشته ها وجود ندارند.دعا نميخوانم. پي طلسم نيستم.
با تو قهرم. خودخواه شده ا م. خودم را زيادي دوست دارم. فقط خودم. مهماني نميروم. مهمان دعوت نميكنم. آشپزي نميكنم.مامان ميگويد. زنيتت را از دست دادي!
با تو قهرم. شجاع شده ام. از صداي زنگ تلفن نمي ترسم. از اينكه غر بزنم نمي ترسم. زشت بشوم مهم نيست. پير بشوم دلشوره ندارم. با تو قهرم. شجاع شده ام. تو نيستي كه دعوا كني. كه فحش بدهي. كه دلم برايت ضعف برود. اخلاق نداشته باشي. تو نيستي . من رويين تن شده ام. ديگر نقطه ضعف ندارم. دلهره ندارم. تب نمي كنم. سرم گيج نمي رود. تو نيستي من از كسي نمي ترسم. ديگر به نبودنت فكر نمي كنم. به اخمت فكر نمي كنم. به لبخندت فكر نمي كنم. ديگر مهم نيست كسي رو به راه باشد يا نباشد. دنيا با من غريبه شده است.. آشنايي ندارم پس توي تنهايي از نبود آشناها نمي ترسم. منتظر آشنايي نيستم. از غريبه ها نمي ترسم.
با تو قهرم. شب ها راحتم، تكم. خلاصم. صداي كسي بيخ گوشم نيست.از سر شب تا صبح تا شش صبح خفه ام ،آرامم.كتاب ميخوانم. مي نويسم. بازي ميكنم. گلويم نمي خارد از بس حرف زده ام. از بس خنديده ام. زير پتو پنهان نمي شوم. لب تخت نمي خوابم. تا صبح به صورت كسي نگاه نمي كنم. كسي نگاهم نميكند. خل نمي شوم. فرار نمي كنم. مي توانم با نوت بوكم باشم كسي گير ندهد كه بخواب كه بيا اينجا كه اينطور باش كه دستش را هي ببرد توي موهايم بهمشان بزند. كتاب را كج كند. مرا كج كند. من كلافه شوم. بروم دور،تعجب كند.. چرا رفتي؟